روزنامه ها | |
| آدرس | سایتها |
| www.abrar.ws |
روزنامه ابرار |
| www.ettelaat.com |
روزنامه اطلاعات |
| www.entekhab-daily.com |
روزنامه انتخاب |
| www.iran-newspaper.com |
روز نامه ایران |
| www.tehrantimes.com |
روز نامه تهران تایمز |
| www.kayhannews.com |
روزنامه کیهان |
| www.jamejamdaily.net |
روز نامه جام جم |
| www.hamshahri.net |
روز نامه همشهری |
| www.khabars.net |
خبر ورزشی |
|
روزنامه ایران ورزشی | |
|
روزنامه ایران جوان | |
|
خانه ملت | |
|
روزنامه حیات نو | |
|
روزنامه آفتاب یزد | |
|
روزنامه رسالت | |
| www.neda.net/hammihan/790227/index.shtml |
روزنامه هم میهن |
|
روزنامه قدس | |
|
روزنامه آفرینش | |
|
روزنامه آذین |
خبرگزاري فارس: شركتكنندگان در تجمع بزرگ عاشوراييان با امضاي طوماري خطاب به آيتالله آملي لاريجاني خواستار برخورد قاطع با موسوي و كروبي شدند.

آیت الله حسینعلی منتظری، از پایه گذاران حکومت جمهوری اسلامی ایران و مرجع تقلید صبح یکشنبه در منزل خود در قم درگذشت. مرگ این مرجع تقلید در سن هشتاد و هفت سالگی بر اثر بیماری اعلام شده است.
مراسم به خاکسپاری وی روز دوشنبه، سی ام آذر ماه در قم برگزار می شود.
آیت الله حسینعلی منتظری، در سال ١٣٠١ در نجف آباد به دنیا آمد. وی در سن دوازده سالگی وارد حوزۀ علمیۀ شد و در سن نوزده سالگی به عنوان طلبه عازم قم گردید. از همان زمان فعالیت های سیاسی خود را در کنار آیت الله خمینی و مرتضی مطهری آغاز کرد و بارها در رژیم شاهنشاهی به زندان افتاد. وی که یکی از بنیانگذاران انقلاب اسلامی ایران است، در تدوین قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نقش مهمی را ایفا کرد. اصل ولایت فقیه در قانون اساسی توسط آیت الله منتظری در قانون اساسی ایران گنجانده شده است.
در سال ۱۳۶۴، مجلس خبرگان رهبری، آیت الله منتظری را بعنوان قائم مقام آیت الله خمینی انتخاب کرد. اما چهار سال بعد، یعنی در تاریخ هفتم فروردین ماه ١٣٦٨ آیت الله حسینعلی منتظری با حکم آیت الله خمینی از مقام قائم مقامی ولایت فقیه کنار گذاشته شد. برکناری آیت الله منتظری از این مقام به دلیل حمایت وی از مهدی هاشمی و اعتراض به دستگیری وی بود. مهدی هاشمی برادر داماد آیت الله منتظری بود و در ماجرای مک فارلین نقش مهمی داشت و در سال ۱۳۶۶ اعدام شد. اختلافات دیگری نیز بر جدایی آیت الله منتظری از آیت الله خمینی افزود. از جمله می توان به انتقادات منتظری از اعدام های زندانیان سیاسی در تابستان سال ۱۳۶۷ اشاره کرد. پس از آن، آیت الله خمینی در نامه ای خطاب به آیت الله منتظری، وی را ساده لوح خواند و نوشت:" شما پس از این وکیل من نیستید".
از همان تاریخ، تمامی تصاویر و نام آیت الله منتظری از کتاب های درسی، اداره های دولتی و معابر عمومی حذف شد و تمامی خیابانها و اماکنی که به نام آیت الله منتظری نام گذاری شده بود، تغییر نام داده شدند. دیوار حفاظتی منزل وی در قم نیز تخریب و رساله ها و تالیفات وی جمع آوری شدند. پس از اعتراض وی به استقراض خارجی از سوی دولت وقت در سال ۱۳۶۸ و انتقادات وی که طی یک سخنرانی اعتراضی گفته بود:" استقراض خارجی به استقلال سیاسی و اجتماعی ما لطمه می زند"، عده ای به منزل مسکونی وی هجوم آوردند و تابلوی دفتر آیت الله منتظری را کندند. از آن تاریخ به بعد، منزل مسکونی و دفتر وی بارها از سوی نیروهای لباس شخصی و نظامی مورد حمله قرار گرفته است. از جمله در در ۲۱ بهمن ۱۳۷۱، هنگامی که آیت الله منتظری در یک سخنرانی به مناسبت سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی به دستگیری برخی از نیروهای انقلابی از جمله فرمانده داوود کریمی اعتراض کرد، عدهای در برابر منزل مسکونی وی تجمع کرده به محل درس وی حمله کرده و عدهای از شاگردان وی را مضروب و دستگیر کردند، همان شب نزدیک به هزار نفر نیروی نظامی با قطع برق و تلفنها و با محاصرهٔ کامل منطقه با کندن دربها به وسیلهٔ جرثقیل و شکستن شیشهها به دفتر و حسینیهٔ وی حمله کرده و پس از این تهاجم آرشیو دفتر و اموال دفتر و حسینیه را ضبط کردند.
ادامۀ اعتراضات آیت الله منتظری و موضع گیری های وی در قبال مسائل سیاسی و اجتماعی به حصر کامل منزل مسکونی وی در بیست و سوم آبان ۱۳۷۶ منجر شد. طی پنج سال، آیت الله منتظری جز با اعضای خانوادۀ خود با شخص دیگری اجازۀ ملاقات نداشت. حصر آیت الله منتظری در دهم دیماه ۱۳۸۱ در دوران ریاست جمهوری خاتمی پایان یافت.
نام آیت الله منتظری در جریان اعتراض های مردمی به نتایج انتخابات دهمین دورۀ ریاست جمهوری بار دیگر بر سر زبانها افتاد. در نخستین واکنش، آیت الله حسینعلی منتظری از مسئولان خواست نسبت به " اشتباهات انجام شده در رویدادهای اخیر"، از مردم عذرخواهی کنند و گفت: " اینکه عدهای نسبت به حکومت خودی بوده و بتوانند دست به هر جنایتی بزنند، به خوابگاه دانشجویان حمله کرده و آنها را مورد ضرب و شتم قرار داده و از طبقۀ بالا به پایین پرتاب کنند، قتلهای زنجیرهای را انجام دهند و فرهیختگان این ملت را وحشیانه ترور کنند و از مجازات مصون باشند، با هیچ دین و آئینی سازگار نیست".
در پی کشته و زخمی شدن برخی از مردم در روزهای پایانی خرداد ماه ۸۸ نیز آیتالله منتظری بیانیه ای صادر کرد و حمایت خود را از حرکت های مردم اعلام کرد. در این بیانیه که به شکل فتوا صادر شده بود، آیت الله منتظری دفاع از حقوق مردم در چارچوب قانون اساسی جمهوری اسلامی را حق مردم و رکن اصلی نظام معرفی کرده و نوشته بود:" هرگونه اقدامی که منجر به ضرر غیر قابل جبران به جمهوریت نظام گردد را جایز نمی دانم. هر یک از برادران و خواهران دینی ما موظف است ملت را در دستیابی به حقوق حقه خود یاری دهد. بر این اساس، هرگونه مقاومت در این راستا، به خصوص ضرب و شتم و کشتار ملت را مصداق بارز مخالفت با اصول اساسی اسلام مبنی بر حاکمیت ملت بر سرنوشت خود دانسته و حرام شرعی اعلام می کنم". وی همچنین در موضع گیری در قبال تسخیر سفارت آمریکا در سال ١٣٥٨، از این اقدام به عنوان "کار ناردست و اشتباه" یاد کرد.
به گزارش خبرگزاری فارس، در ساعات اولیۀ پس از انتشار خبر درگذشت آیت الله منتظری، آیت الله یوسف صانعی و ابراهیم امینی در منزل مسکونی وی حضور یافته و درگذشت وی را به خانوادۀ آیت الله منتظری تسلیت گفتند.


تمام موجودات زنده توليد مثل مي كنند. در انسان توليد مثل به وسيله دو نوع سلول انجام مي پذيرد. اسپرم ها كه به وسيله بيضه هاي مرد ساخته مي شوند و تخمك ها كه به وسيله تخمدان هاي زن توليد مي شوند. هر يك از اين سلول ها نيمي از مجموعه DNA (ماده ژنتيك) را در خود دارند. آنها از طريق مقاربت جنسي، كنار هم قرار مي گيرند؛ اگر يك اسپرم وارد يك تخمك شود و آن را بارور كند، DNA مرد و زن تركيب شده، سلول هاي جديدي حاصل مي شوند. بارداري زماني رخ مي دهد كه اين سلول ها خود را در رحم جاي مي دهند. در طول بارداري كه حدود40 هفته (9ماه) طول مي كشد، اين سلول ها تكامل يافته، نوزاد را به وجود مي آورند.
لقاح
در طي مقاربت جنسي اسپرم ها وارد مهبل زن مي شوند و سپس از رحم بالا مي روند و وارد لوله هاي حمل تخمك مي شوند. اگر اسپرم ها با يك تخمك برخورد كنند، سعي مي كنند پوشش آن را سوراخ كنند. اگر يك اسپرم موفق به اين كار شود، دم خود را از دست مي دهد و با هسته تخمك تركيب مي شود و در همين حين تغييرات شيميايي ايجاد شده در تخمك مانع از ورود اسپرم هاي ديگر مي گردد. به اين ترتيب، با تركيب DNA مرد و زن يك سلول جديد حاصل مي شود
آغاز بارداري
سلولي كه از اتصال تخمك و اسپرم حاصل مي شود، تخم نام دارد. در عرض2 روز پس از بارداري، تخم سفر خود را از طريق لوله حمل تخمك به سمت رحم آغاز مي كنند كه اين امر با فعاليت عضلات جدار لوله ميسر مي شود. در همين زمان، تخم خود را مكرراً تقسيم مي كند تا مجموعه اي از سلول ها به نام مورولا حاصل شود. پس از5 تا7 روز اين مجموعه سلول به رحم مي رسد. اين مجموعه خود را به صورت امني در آندومتر (سطح داخلي رحم) جاي مي دهد و به رشد خود ادامه مي دهد. از اين لحظه به بعد از بارداري به خوبي تثبيت مي شود. يك بخش از مجموعه سلولـي به داخل آندومتر رشد مي كند و تبديل به جــفت مي شود كـه نوزاد در حال تكامل را تغذيه مي كند. بقيه سلول ها كه نوزاد به وسيله آنها رشد خواهد كرد، تبديل به جنين مي شوند
از تخمك تا جنين
با تقسيم سلول هاي در حال عبور از لوله حمل تخمك، تعداد آنها هر 12 ساعت دو برابر مي شود. وقتي مجموعه سلولي به رحم مي رسد، شامل صدها سلول است. وقتي سلول ها در سطح داخلي رحم جاي مي گيرند، تكامل خود را براي تشكيل يك جنين آغاز مي كنند
چگونگي تغذيه جنين
جنين براي برآوردن نيازهاي خود به اكسيژن، مواد غذايي و پادتن هاي ضد عفونت و همچنين براي دفع مواد زايد خود به مادرش وابسته است. اين مواد در داخل جفت كه عضوي متصل به سطح داخلي رحم است و از طريق طناب نافـي به نـوزاد مرتبـط مـي شود، بين خـون مادر و خـون جنيـن مبادله مـي شوند. در جفت، خون مادر و جنين نزديك هم قرار مي گيرند ولي واقعاً مخلوط نمي شوند .
عروق خوني در جفت
عروق خوني طناب نافي در جايي كه به جفت مي رسند، ساختارهايي به نام پرز را تشكيل مي دهند و پرزها به سمت نواحي حاوي خون مادر پيشروري مي كنند. كوريون كه غشايي است كه مواد غذايي و سـاير مـواد از طـريق آن عبــور مـي كنند، آنها را محصور مي كند
تكامل جنين
جنين در كيسـه اي در داخـل رحم تـكامـل مي يابد. مايع آمنيوتيك مثل يك ضربه گير براي اين كيسه عمل مي كند و تغذيه آن نيز به وسيله خون بندناف انجام مي گيرد. محصول بارداري در8 هفته اول، رويان نام دارد. در اين مدت، اندام ها، سر و ظاهر صورت شكل مي گيرد؛ بيشتر اعضا تشكيل مي شوند و قلب شروع به ضربان مي كند. رويـان بعـد از8 هـفـتـه، جنيـن ناميـده مـي شود. تكامل ساختارهاي بدن در سراسر بارداري ادامه مي يابد
تغييرات بدن مادر در دوران بارداري
بارداري به سه مرحله (ثلث) تقسيم مي شود كه هر يك حدود 3 ماه طول مي كشد. در طي بارداري بدن مادر متحمل تغييرات عمده اي مي شود. بارزترين اين تغييرات عبارتند از برآمدگي شكم همراه با رشد جنين و بزرگ شدن پستان ها همزمان با آماده شدن آنها براي توليد شير. به علاوه در هر سه ماهه تغييراتي اختصاصي رخ مي دهد. در سه ماهه اول، تغييرات قابل مشاهده اندكي وجود دارد. البته ضربان قلب مادر، حدود 8 ضربه دردقيقه افزايش مي يابد تا گردش خون جنين را زياد كند. تغيير در غلظت هورمون ها ممكن است باعث ايجاد علايمي چون تهوع شود. در سه ماهه دوم ممكن است در اثر وزن جنين، احساس كمردرد مادر شروع شود. اشتهاي مادر ممكن است افزايش يابد. تا هفتهههاي 81 تا02 حركات قابل احساس جنين شروع مي شود و در شكم مادر احساس لرزش ايجاد مي شود. در سه ماهه سوم، همزمان با جهش رشدي جنين، مادر به سرعت وزن مي گيرد. سرانجام رحم چنان بزرگ مي شود كه سر آن تقريباً به قفسه سينه مادر مي رسد. در هفته هاي آخر، جنين تغيير وضعيت مي دهد به طوري كه سر آن به سمت پايين قرار مي گيرد و براي تولد آماده مي شود
مادر در هفته 12
پستان هاي مادر، سفت و آرئول (ناحيه دور نوك پستان) تيره مي گردد رحم كه در حال بزرگ شدن است، ممكن است مثانه مادر را تحت فشار قرار دهد.
مادر در هفته 24
با رشد جنين و رحم، شكم مادر شروع به برآمدن مي كند. لوبول هاي توليدكننده شير در پستان ها بزرگ مي شوند و ممكن است از نوك پستان ترشحاتي بيرون بيايد
مادر در هفته 36
تحت فشار قرار گرفتن ريه ها، معده، روده ها و مثانه ممكن است علايمي چون تنگي نفس خفيف، سوزش سر دل و تكرر ادرار ايجاد كند
مددکار بين نگاه پيرمرد و پنجره فاصله انداخت. پيرمرد چشمهايش را
بست!
مددکار: ببين پيرمرد! براي آخرين بار مي گم، خوب گوش كن تا ياد بگيري. آخه تا كي ميخواي به اين پنجره زل بزني؟ اگه اين بازي را ياد بگيري، هم از شر اين پنجره راحت مي شي، هم مي توني با اين هم سن و سالهاي خودت بازي كني. مثل اون دوتا. ميبيني؟ آهاي! با توام! مي شنوي؟
پيرمرد به اجبار پلكهايش را بالا كشيد.
مددکار: اين يكي كه از همه بزرگتره شاهه، فقط يه خونه مي تونه حركت كنه. اين بغليش هم وزيره. همه جور مي تونه حركت كنه، راست، چپ، ضربدري... خلاصه مهره اصلي همينه. فهميدي؟
پيرمرد گفت: ش ش شااا ه… و و وزيـ ـ ـ ـررر
مددکار: آفرين..اين دوتا هم كه از شكلش معلومه، قلعه هستن. فقط مستقيم ميرن. اينا هم دو تا اسب جنگي. چطوره؟؟ فقط موند اين دو تا فيل كه ضربدري حركت مي كنن. و اين رديف جلويي هم كه سربازها هستن، هشت تا! مي بيني! درست مثل يك ارتش واقعي! هم مي توني به دشمن حمله كني، هم از خودت دفاع كني، ديدي چقدر ساده بود. حالا اسماشونو بگو ببينم ياد گرفتي يا نه؟؟
پيرمرد نيم سرفه اش را قورت داد و گفت: پس مردم چي؟؟؟ اونا تو بازي نيستن؟؟
زن سالمندی شوهرش را از دست داده بود. غم فوت شوهر و تغییر رفتار اطرافیان نسبت
به زن باعث شده بود، که او هم کم کم نسبت به زندگی میل و رغبتش را از دست بدهد و چشم به راه مرگ بماند. اما با وجودی که لب به غذا نمی زد و دائم در حال بیماری و آه و ناله بود، اما فرشته مرگ به سراغش نمی آمد و او نفس می کشید. سرانجام طاقت زن طاق شد و از فرزندانش خواست تا او را نزد شیوانا ببرند و از او کمک بخواهد.
شیوانا با تعجب به سر و صورت زن خیره شد و از همراهانش پرسید: "آیا او در زمان حیات شوهرش هم اینقدر ژولیده و به هم ریخته بود؟" دختر زن گفت:" اصلا!!! مادرم دائم به خودش می رسید و لباس های تمیز و نو می پوشید و موهایش را رنگ می کرد و سعی می کرد خودش را نسبت به سن و سالش جوانتر بنماید. اما بعد از فوت پدر او دیگر به سر و وضع خود نرسید و خودش را به این روز انداخته است." شیوانا به زن نگاهی انداخت و به او گفت: "برای مردن شتاب مکن. اگر زنده ای برای این نیست که بمیری، بلکه برای این است که زندگی کنی. مرده ها هم می میرند تا زندگی نکنند. برخیز و با کمک دخترانت سر و وضع خودت را اصلاح کن. لباس های خوب بپوش و زندگی را از سر بگیر. وقت مردن ات که فرا برسد، آن موقع دست از زندگی بکش. برخیز و برو."
هفته بعد آن زن سالمند به همراهی فرزندانش دوباره نزد شیوانا آمدند . شیوانا این بار در چهره زن رنگ حیات و زندگی یافت و متوجه شد که بسیار سالم تر و سرحال تر از قبل است. همچنین لباس های زن تمیز و سروصورت و ظاهرش هم روبه راه تر از قبل بود.
شیوانا از زن پرسید: "اکنون زندگی را چگونه می بینی؟" زن سالمند لبخندی زد و گفت: "تازه متوجه می شوم که زنده هستم، تا زندگی کنم و مرده ها می میرند تا زندگی نکنند. بنابراین تا زنده هستم باید مثل زنده ها رفتار کنم. به همین سادگی!"
روزي شيوانا استاد معرفت، در جاده اي همراه شاگردان راه مي سپرد. مردي با لباس مجلل و گران قيمت خودش را به استاد رساند و از او خواست تا سکه اي ازبابت تبرک به او بدهد.
شيوانا سرش را پايين انداخته بود و گام بر مي داشت و مرد نيز مصرانه هم پاي او راه مي رفت و درخواست خود را تکرار مي کرد. چند قدم بالاتر زن فقيري که شيوانا را نمي شناخت نيز به جمع آن ها نزديک شد و از مرد ثروتمند، درخواست کمک نمود. مرد با خشم بر سر زن فقير فرياد زد: که مگر نمي بيني که من خودم از باب تبرک دست به دامان سکه اي از شيوانا هستم. اگر وضعم خوب بود، که چنين نمي کردم!!!
زن فقير با شنيدن اين کلام از جمع فاصله گرفت و غمگين و مغموم روي سنگي کنار جاده نشست. شيوانا به محض ديدن اين صحنه متوقف شد و خطاب به مرد گفت: تو سکه را براي چه مي خواهي؟! مرد خوشحال گفت: ميزان سکه فرقي نمي کند! فقط مي خواهم سکه اي از شما داشته باشم، که با گذاشتن آن در لابه لاي سکه هايم برکت و فراواني به ثروتم اضافه شود! شيوانا دست در جيب کرد و سکه اي کم بها به مرد داد. مرد خوشحال از شيوانا جدا شد و به سمت منزل خود به راه افتاد. هنوز چند قدمي از شيوانا دور نشده بود، که شيوانا با صداي بلند فرياد زد: آهاي مرد! من فقط سکه اي بي روح و بي خاصيت به تو دادم. برکت و فراواني را بايد موجودي ديگر به تو بدهد و او منتظر است تا ببيند آيا اين سکه را به اين زن فقير مي دهي يا خير! اگر چنين نکني هيچ برکتي نصيب تو نخواهد شد!
مرد ثروتمند لحظه اي مکث کرد و با تعجب به شيوانا خيره شد وگفت: اگر حرف شما درست باشد، پس من نيازي به سکه شما نداشتم و با دادن يکي از سکه هاي خودم به اين زن فقير مي توانستم برکت و فراواني را به سوي مالم بکشانم!؟ شيوانا تبسمي کرد و پاسخ داد: البته که چنين است! سکه شيوانا هيچ تفاوتي با سکه تو ندارد. مهم شکل استفاده از آن است...